تبليغاتX
::.. جامعه + شناس ..::
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386
به پایان آمدیم دفتر....

در حال گرد آوری مطالب پایان نامه ام و ذهنم بیش از پیش مشغول حوزه مفاهیم انسانی.مصرف می آید ساختار می رود٬ کنش متقابل نمادین می آید نظریه ی کلانشهر زیمل می رود.طبقه ی مرفه وبلن نگاهم می اندازد و جامعه شناسی جوانان شفرز رهایم نمی کند.ریتزر می خوانم٬کوزر و آرون می خوانم  وسعی می کنم در تمامی اینها نشانی از آنچه می خواهم درباره اش بنویسم٬بیابم.به یاد سخن دوستی می افتم.دبیرستان می رفتم که او جامعه شناسی می خواند.همان روزها هشدار این روز ها را به من داد.گفت: "تا بیایی به خودت بجنبی ببینی ماجرا از چه قرار بوده ٬تمام شده و رفته است.باید یک فکر نو بکنی!"

راست می گفت.حالا که به بیان مسئله وضرورت و اهمییت تحقیق و پیشینه تاریخی آن فکر می کنم٬ متوجه گذر زمان انهم با سرعت نور می شوم.

            

گرچه که در این ۴ سال حوزه های متعددی را خواندیم٬ از سیاست به خانواده از خانواده به انحرافات از انحرفات به ادبیات از ادبیات به فلسفه از آنجا به انقلاب از انقلاب به جنگ و....رفته ایم اما باید به جرات بگویم که تمام آنچه دانستیم یک دهم انچه باید می دانستیم نشد.نمی دانم چه شد از میان تمام آنچه که برایتان به تمثیل آوردم٬ به مباحث مصرف و مصرف گرایی علاقه مند شدم.مصرف آنهم در خصوص خرید لوازم آرایشی و بهداشتی.اگر بپرسید که مسئله ی ذهنی ات چیست(همان که جامعه شناسان از آن به عنوان پرابلم تحقیق یاد می کنند) باید بگویم که می خواهم بدانم چرا مردم( واصولا قشر زن آنهم با در نظر گرفتن گروه سنی خاص) گرایش به خرید لوازم آرایشی دارند؟! در حقیقت موضوع شسته و رفته ی تحقیق من برسی عوامل اجتماعی موثر بر خرید لوازم آرایشی در میان دختران ۱۹-۲۵ سال دانشکده ی خودمان است.

به قول یکی از دوستان فعلا در مرحله ی چیدمان مطالب هستم.از مصرف باکاک شروع کرده ام ضمن آنکه از نظریات ساختاری -کارکردی چیز هایی می دانم.می دانم که وبلن و نظریه ی طبقه ی مرفه اش بیشترین کمک را به من می کند.هرچند که از پیش می دانم که وبلن درباره ی به وجود آمدن طبقه ی متوسط و نوکیسه گان صحبت خواهد کرد.متغیر هایم هم مشخص است.تنها می ماند یک مشکل! آنهم درگیری خودم با خودم است.

میان مرز های مصرف و محدود کردن دایره ی مصرف گرایی دچار مشکل شده ام.اصلا کسی نیست بگوید کار جامعه شناس نسخه پیچی نیست.او تنها توصیف می کند و خیلی هم با مرام باشد تبیین.اما من کماکان در نظریه غوطه ور می شوم بی آنکه بدانم قصه ی هر آدمی فضای مخصوص به خود را دارد.ای کاش نظریات مصرف و رویکرد های نظری خرید  را نمی دانستم.کاش مقالات "باستلو" را در زمینه ی آرایش٬مد و بهره کشی از زنان را نخوانده بودم.به خدا سخت است.بعد از خواندن تاریخچه ی وهم آلود سرمایه داری غربی٬ دیگر سخت می شود به درون مغازه ی لوازم آرایش فروشی رفت و یک عدد تنها یک عدد رژ لب برای یک عروسی خرید.سخت می شود به فکر تناسب اندام بود.چرا چون ندایی در اعماق ذهنت می خواندت که چه نیاز است که زیبا به نظر برسی؟! تو همینی هستی که می بینی چرا باید مزین به دستاویزی باشی؟!!! واقعا چرا؟

نوشته شده توسط هاله میرمیری در 0:33 AM | | لینک ثابت