تبليغاتX
::.. جامعه + شناس ..::
یکشنبه پانزدهم مهر 1386
سایه ی ایدئولوژی بالای سر میوه ممنوعه!

هنوز صدای پر صلابت حسین پاینده در گوشم است که درشت وبلند این جمله ر ا بیان کرد:«من باور دارم که یگانه کارکرد تلویزیون ایران به قاعده ی هژمونیک دنیا بازتولید گفتمان غالب است.» این کلام در گوشم ماند تا امشب که من بدان نقش های اجتماعی را هم اضافه می کنم.

هنوز مطالعات فرهنگی را به صورت آکادمیک نمی خوانم.عشق نقد و لاف تلقی نظریه ی اجتماعی هم ندارم.به یمن متونی که می خوانم وبه مدد جلساتی که استادانی چون «عباس کاظمی»و«حسین پاینده» برگزار می کنند٬ این گفتار متین پاینده را با جان ودل تصدیق میکنم.یقینا وقتی وارد رشته مطالعات فرهنگی شوم باید به اجبار تلویزیون بیشتری ببینم.باید وقت عزیزم را صرف سریال هایی کنم که روزنامه ها با افتخار می نویسند بیشترین مخاطبان را بدست می آورند.ای کاش بتوانم بی طرفی ارزشی داشته باشم یا به تاسی از آنچه ساروخانی می گوید بتوانم نسبت به ارزش هایم٬تعصب نشان ندهم.اما واقعا نمی توانم نسبت به ایدئولوژی محکمی که نقش «خرد متعارف» یا «عقل سلیم» را بازی می کند دیدگاه انتقادی نداشته باشم.هر چند که مطالعات فرهنگی امروز می گوید که فرهنگ توده را به عنوان آنچه وجود داردبررسی کرد نه آنچه باید باشد باید .

                     

تمام این صغری -کبری هایی که چیدم به خاطر بیان نظری نسبت به سریال «میوه ممنوعه» بود.ادعایی ندارم که با تماشا ی چند بخش از این سریال بتوانم صاحب نظر باشم.اما با استناد به سخنان استادان این حوزه و با اندکی اغماض٬ می گویم که نقش تلویزیون مسلما بازتولید گفتمان غالب است.آنچه که از میوه ممنوعه می دانم ٬ماجرای دختری است(هانیه توسلی) که بر اساس یک معامله ی مالی( از جانب پدر و آقا یونس) بر سر راه علی نصیریان(حاج یونس) قرار می گیرد(اینگونه ایراز می شود که به علی نصریان پناه آورده است) و در این میان حاج اقا در دام یک عشق شهوت آلود می افتد وبه قول خودش نمی تواند افسار هوس خود را در دست بگیرد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هاله میرمیری در 0:21 AM | | لینک ثابت