کارکردن در مطبومات گاها مزایایی دارد که دردسر هایش را کمی مشروع می کند.
از جمله این مزایا گفتگویی بود که چندی پیش با ریاست موزه هنرهای معاصر و مدیر کل بخش هنر های
تجسمی وزارت ارشاد٬ آقای عبدالمجید حسینی راد انجام دادم و از سیاست های این نهاد در دوران
جدید کسب اطلاع کردم.
پس شنیدن سیاست های کلان این عرصه که عموما مجموعه ای از بدیهیات را در بر می گرفت بحث
را ریز تر کردم و از راه حلهایی که برای مصائب حرفه مجسمه سازی وجود دارد ٬ سوال نمودم
مقام مذکور مسائل این عرصه را منوط به دامنه های مسئولیت دولتی وا نهادندو عمده این مشکلات را
در نبود سفارش دهنده دولتی٬ نبود سرمایه هنگفت٬ ابعاد وسیع کار ووجود ذوق و سلیقه های متفاوت
اجتماعی دانستند.
همه ما می دانیم که مجسمه سازی در ایران با حرمت های به خصو صی توام است . این مقام شاخص
وجود این مانع را بر سر راه حرفه مجسمه سازی کذب خواندند.
فردا آن روز با دفتر آقای مکارم شیرازی تماس گرفتم و از جزییات این مسئله مطلع شدم. همان طور که
گفتم فقها متفق القول به این نتیجه رسیده اند که مجسمه سازی حرمت دارد و ساختن تندیس و نیم
تنه انسان حرام است!
خداوند پدر آتژ و دو ناتلو را بیامرزد. انانی که با توجه بی اندازه شان به پیکر انسان ظرافت های طبیعت را
درک کردند و به انسان به عنوان ملکه ایی که در زمین زندگی می کند احترام گذاشتند.
یادتان باشد اگر تنها یک اومانیست ساده بودید جایتان در قعر جهنم است.
با این مقدمه طولانی باید بگوییم خانه هنرمندان ایران به تازگی نمایشگاهی گروهی از اعضای انجمن
مجسمه سازان برگزار کرده است. مجسمه های این نمایشگاه با ابعاد کوچک شان گاهی پاسخ به تو
-همات مذکورند. گناه در انها به چشم نمی خورد. کسی هم انها را برای پرستش نمی خرد. انها تنها
مجسمه اند. تندیسهایی کوچک از چوب و گپ وسنگ که در صدد انتقال معانی اند همین!
توصیه می کنم در دو روز باقی مانده به خانه هنرمندان بروید و ببینید که مجسمه ها با ما هیچ کاری ندارند.

